وجود خطوط قرمز متعدد، انجام هر فعاليتي در بخش موسيقي را منوط به گذراندن پروسهاي طولاني و در بيشتر مواقع نفسگير كردهاست.
طاقتفرسا بودن روند دريافت مجوز، نبود سالن مناسب، نبود اسپانسر و حمايتكننده مالي، نبود تبليغات تصويري بهدليل همان مشكل هميشگي ممنوعيت نمايش ساز در تلويزيون ايران، بالا بودن هزينه اجاره سالنها كه به سقف 15ميليون تومان در برخي سالنها هم ميرسد، نبود حاشيه امن اجتماعي و حقوق شهروندي براي يك هنرمند و... ازجمله مشكلاتي است كه هنرمندان عرصه موسيقي طومار آن را رديف ميكنند تا دلايل عدمتمايل خود براي اجراي صحنهاي در داخل كشور و تمايل به سفر به خارج از كشور را بيان كرده باشند. اما اگر تعدادي از هنرمندان به دلايل اخير، ديگر كشورها را بر سرزمين مادري خود ترجيح ميدهند، در مقابل عدهاي كه هنوز آماج حواشي قرار نگرفتهاند و البته برخي پيشرفتها را در سايه ممارست و سختكوشي جوانان به دست آوردهاند، چمدان ميبندند و راهي سرزمين مادري ميشوند تا ساكنان سرزمين خود را از حظ هنري خود برخوردار كنند اگرچه اين سفرها اغلب عمر چنداني ندارد.
حسين كلهر كه چند سالي است در ايران كنسرت برگزار نكرده و تنها آلبومهايش منتشر شده، در سالهاي اخير كنسرتهاي بسياري در سراسر دنيا برگزار كرده است كه بنا به بعضي شنيدهها تعداد آنها را تا 50 كنسرت در سال نيز اعلام كردهاند. اما آخرين باري كه علاقهمندان موسيقي شاهد حضور كلهر در يك كنسرت در ايران بودند، سال۸۴ بود. اما چرا كلهر كه هر 4روز يك كنسرت در دنيا برگزار ميكرد و در طول سال، 250 روزش را در مسافرت و اجراي برنامه بود، در زمينه برگزاري كنسرت در ايران كمكار است؟
كلهر درباره اين موضوع گفت:«اگر قرار بود در ايران كنسرتي برگزار كنم بهعنوان مثال بايد همراه با كساني باشد كه عموما با آنها در نقاط مختلف دنيا كنسرت ميدهم. اما قوانين جديدي از طرف مسئولان تدوين شده؛ مثلاً نوازنده خارجي كه قرار است براي اجرا به ايران دعوت شود، بايد گواهي عدمسوءپيشينه داشته باشد. طبيعي است كه نميتوان به موسيقيداني كه همه دنيا او را ميشناسد گفت كه براي برگزاري كنسرت در كشور من تأييديه پليس كشور خودش را ارائه كند. پس اين بخش از ارتباط من با موسيقي و موسيقيدانان غيرايراني در ايران خودبهخود منتفي است. اما برگزاري كنسرت در ايران داستانهاي خودش را دارد.»
بازهم مجوز!
حسين عليزاده ازجمله هنرمندان سختگير و مقرراتي است كه مدتهاست در ايران به صحنه نرفته است. به يقين سال 86 براي بزرگان موسيقي ايران زمين و حسين عليزاده كه تازه از گروه اساتيد بهدليل اختلافهاي مختلف جدا شده بود، يك سال منحصربهفرد بود.
نزديك به 2ميليارد تومان فروش بليت در 2فصل ابتدايي سال به دست آمد كه اگر ديگر استانها نيز سهمي از اين ماجرا داشتند، بيگمان 3 يا 4برابر اين رقم حاصل ميشد. عليزاده در همين سال به همراه مجيد خلج و گروه همآوايان به صحنه رفت. اما در پايان عليزاده اعلام كرد بهدليل مشكلات در نحوه صدابرداري و ضبط و آكوستيك نبودن سالن وزارت كشور ديگر در اين تالار به اجراي موسيقي نميپردازد و اين پاياني بود بر اجراي عليزاده درسالن وزارت كشور.اما غيراز مشكلات فني، ماجراي دريافت مجوز هم عليزاده را پس از سالها تجربه دلخور كرده بود. او دلخورياش را اين چنين عنوان ميكند: «يك هنرمند براي داشتن ارتباط با مردم بايد مجوز دريافت كند اما تا مجوز صادر شود بايد چند تشكيلات موازي با هم توافق كنند كه به شما مجوز بدهند يا خير! بعد هم سالن مناسب.
غير از تالار رودكي كه سالها پيش ساخته و طراحي شده است آنهم درست زماني كه جمعيت ايران فقط ۲۰ميليون نفر بود تا امروز تعداد سالنها افزايش نيافته است. اجاره سالن وزارت كشور بهكنار بهاي گزاف چند ميليوني آن براي هر شب، بهدليل عدمتناسب با اجراي موسيقي چندان باب ميل دستاندركاران موسيقي نيست. نتيجه آن ميشود كه بليت كنسرت در ايران از بليت كنسرت در آلمان گرانتر است.»در اين مدت هم بهرغم آنكه خبر اجراي عليزاده منتشر شد اما اين اجرا هرگز عملي نشد و او تنها به انتشار آلبومهاي خود دلخوش ماند.
تب تندي كه فروكش كرد
محمدرضا لطفي پس از سالها تجربه درآهنگسازي و نوازندگي سال85 به ايران آمد و در آخرين روز فصل تابستان همان سال در نخستين برنامه عمومي خود در تالار رودكي ظاهر شد. لطفي كه در آن سالها با گروه موسيقي شيدا اجراهاي متفاوتي را رقم زده بود، اعلام كرد كه تصميم دارد بار ديگر اين گروه موسيقي را احيا كند و بهدنبال آن، در سال86 در فضاي باز كاخ نياوران به اجراي برنامه پرداخت. سپس در سال87 شاگردانش را در معرض قضاوت گذاشت و آنها در قالب گروههاي سهگانه به اجراي برنامه پرداختند كه البته با اقبال چنداني هم مواجه نشد. بلافاصله براي بيان آشتي رسمي خود به دعوت جشنواره موسيقي فجر پاسخ مثبت داد تا با كمك شاگردانش دومين اجراي خود را در سال87 رقم بزند اما ماجرا به همين جا ختم شد. لطفي در سال88 هيچ برنامهاي نداشت و البته دلايل عدمبرگزاري كنسرت خود را بيپاسخ گذاشته است.
نتهاي سكوت شمس
گروه شمس به سرپرستي كيخسرو پورناظري در سال 87 توانست طي 4شب اجرا، بيش از 20 هزار نفر را به كاخ سعدآباد بكشاند. در اين كنسرت از8 نوازنده خارجي و سماعگران قونيه دعوت شده بود اما باوجود هزينههاي سرسام آور گروه براي آوردن آنها به ايران و پرداخت پول بليت ازسوي علاقهمندان، بهدليل عدمارائه مجوز ازسوي وزارت ارشاد، برنامه خود را اجرا نكرده و خود به تماشاي كنسرت گروه شمس نشستند. اين گروه در سال88 در ايران كنسرتي برگزار نكرد اما از پنجم مهرماه تا 17 آبانماه 88 به شهرهاي نيويورك، لسآنجلس، سانفرانسيسكو و سنديهگو سفر كرد تا برنامه «براي ايران» را اجرا كند.
متأثر از شرايط
گروه كامكارها كه بسياري از آن بهعنوان بادوامترين گروه موسيقي ايران ياد كردهاند نيز بهصورت روتين اجراهاي خود را در خارج از كشور دنبال ميكنند. آنها بهطور معمول هرسال در يك كنسرت دو تا سه روزه، مخاطبان داخلي را به تالار وزارت كشور ميكشانند اما كنسرت شيراز اين گروه تنها برنامه كامكارها در سال 87 بود كه مجوز آن بهگفته هوشنگ كامكار با رنج فراوان اخذ شد حال آنكه اين گروه در همين سال در ابوظبي و آلمان به اجراي برنامه پرداخت و اگر اجراي كردستان عراق با عدنان(خواننده عراقي) بهدليل برخي مشكلات لغو نشده بود، كامكارها سومين اجراي برونمرزي خود را نيز در آن سالپشت سر ميگذاشتند.
بدون رغبت
و گروه دستان با مديريت حميد متبسم با ويژگي برنامههايي نو و غيرتكراري و با همراهي نوازندگان و آهنگسازان معتبر ايراني، پس از اجراي ناكام خود در تالار بزرگ كشور به همراه همايون شجريان و قطع برق تالار، سال گذشته رغبتي براي اجرا در ايران از خود نشان نداده است. اما همين گروه با خواننده گروه خود - همايون شجريان- تور اروپايي خود را از 28 فروردين سال گذشته آغاز كردند و تور آمريكاي شمالي و كاناداي اين گروه نيز از 18 ارديبهشت آغاز و تا نيمه خرداد ادامه داشت.
اين گروه امسال هم با خوانندگي سالار عقيلي برنامههايي براي آنسوي آبها تدارك ديده است.
لينك خبر:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=111902
منبع : همشهري