اولین رسانه خبری، تحلیلی، آموزشی موسیقی در ایران  سه شنبه? بيستم بهمن 1388 
تماس با ما | درباره ما | جستجو : []  
  اخبار فلامنكو
  گزارشها
  مقالات و نوشته ها
  مصاحبه ها
  سايتهاي موسيقي
  موسيقي دانان ايران
  موسيقي دانان جهان
  مجله ايران فلامنكو
  گيتار كلاسيك


يكشنبه 12 آذر 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

 اشاره: پروفسور«خولیو آلمایدا لوپز» به سال 1961 در کایاکوئیل کشور اکوادور به دنیا آمد و گیتار را نزد«رلهی کبایاشی»در کنسرواتوری«آنتونیو»در زادگاه جایی که بعدها از طرف وزارت علوم در سن 21سالگی عنوان پروفسور گیتار کلاسیک به وی اعطا شد،آموخت.وی تکنوازی برنامه های پژوهش بین المللی enechede هلند،gent  بلژیک و essen آلمان به رتبه خوبی دست یافت.آلمایدا اواخر مردادماه به همراه مصطفی آخوندی در تالار اندیشه حوزه هنری کنسرت داد که با استقبال بسیار خوبی رو به رو شد.


پس از برگزاری این برنامه پای صحبت وی نشستیم و نظرش را درباره کنسرتی که برگزار شد،جویا شدیم...


♪  به عنوان اولین پرسش،کنسرت خودتان را در تهران چطور دیدید؟


♫ زمانی که من قصد داشتم به ایران بیایم، اطرفیان و حتی همسرم مرا از آمدن به ایران منع می کردند؛اما هنگامی که به ایران آمدم، ذهنیتم درباره مردم و فرهنگ این کشور تغییر کرد و ضمن اینکه کنسرت هم با استقبال خوبی مواجه شد؛به علاوه سالن قشنگ و مردم خوب.همان طور که مصطفی آخوندی پیش از این به من گفته بود، این سالن برای اجرای دو گیتار خیلی مناسب بود؛البته در بخش دوم که برنامه های دوئت بود،موسیقی آرامش دهنده ای نیز اجرا شد و فکر می کنم تمام بليت ها فروخته شده بود.حتي مسئولان سالن مجبور شدند صندلی هايی را نيز به سالن اضافه کنند.


♪  آیا باز هم در ایران کنسرت خواهید داد؟


♫ بله،100درصد و حتماً.در حقيقت من بايد روز پس از کنسرت فقط استراحت می کردم؛اما امروز به خاطر استقبال خوب مردم  تصميم گرفتم با خبرنگاران هم صحبت کنم.


♪  ارزیابی شما از هنرجویان گیتار کلاسیک ایرانی-با توجه به مدت اقامت یک هفته ای خود در ایران-چیست و نقاط قوت و ضعف چگونه برمی شمارید؟


♫ پاسخ دادن به این پرسش کمی سخت است؛چون من تنها 20دقیقه فرصت داشتم تا با هر دانشجو  تمرين کنم و بايد در همین 20دقيقه می فهميدم که چگونه و چطور باید با او کار کنم. برخی از آنها نيز قطعات سختی را می نواختند که بايد شش ماه روی آنها کار می شد و من تلاش کردم که بيشتر روی نوت ها،تکست ها و تجزيه و تحليل آنها کار کنم.انگشت گذاری ها را طوری انجام دادم که دانشجو سريع تر و آسان تر به قطعه نزديک شود. اينها کارهايی است که يک استاد انجام مي دهد. اکنون چند مورد به ذهنم رسيد که در سرزمين خودم نيز، آن را پيشنهاد کرده ام. يکي از نکات مهم،ویژگی ها و برداشت فرد نسبت به موسيقی است و اینکه موسيقي را جدی می گيرد. هنرجو بايد ديد و فلسفه خود را از انتخاب گيتار بداند و البته کسانی هم هستند که فقط دوست دارند آکورد بزنند و به طور  طبيعی این ویژگی ها به محيط اطراف،جامعه و خانواده نیز بستگی دارد. هنرجويان بايد موسيقي خوب گوش بدهند،سطح مطالعه خود را بالا برده و اين امکان برايشان فراهم باشد که کنسرت های خوب را از نزديک ببينند. نه تنها در موسيقی؛بلکه در جامعه بايد هنر مطرح باشد تا پيشرفتي در اين رشته صورت بگيرد و در عین حال از استانداردهایی  که بايد در هنر کاملاً رعايت شوند،نبايد غافل شد. استعداد بسیار زیاد هست،بسیار خوب هم هست و فقط بايد شرايط، امکانات پرورش و بروز آنها فراهم شود.من در کشور خودم، امکانات زيادی نداشتم؛ اما پس از رفتن به آلمان خودم را تغذيه کردم و توانستم پيشرفت کنم. موسيقي تنها ساز زدن نيست؛ بلکه مهم تصور انسان نسبت به موسيقی است و اين انديشه انسان است که سبب چگونگی درک اين جريان هنری می شود.دانشجويان بايد در خود اشتياق را به وجود بياورند و عشق به موسيقی را در خود بيابند که می تواند به بهای زندگی و گذشتن عمر آدمی تمام شود.من هميشه به دانشجويانم می گويم که عاشق سازتان باشيد.البته  اين به تنهایی کافی نيست چون جامعه هم بايد فاکتورهای پرورش هنرمندان خوب را دارا باشد.ما بايد در جامعه آن قدر موسيقی های گوناگون و متفاوت داشته باشيم که بتوانيم آنها را تشخيص بدهيم يا حتی انتخاب کنيم.


♪  با توجه به اینکه همین دانشجوها شاگرد گیتاریست های بزرگ ایرانی هستند، ارزیابی شما از وضعیت این ساز در ایران چیست؟


♫ می توانم از طرف دوست عزیزم آقای آخوندی قضاوت کنم؛چون گیتار کلاسیک را من از طرف ایشان در ایران شناختم و دانشجویانی که در آمریکا بودند.هنرجویان گیتار کلاسیک در ایران از نظر تکنیک و موزیک بد نبودند؛اما سازهایی که استفاده می کردند بسیار از نظر کیفیت چندان جالب نبودند.


♪  برخی اساتيد هنگام آموزش اين ساز در نخستين مرحله آموزش،خود ساز را به هنرجو معرفی می کنند تا بتوانند ساز خوب را از بد تشخيص بدهند.ممکن است به خاطر درست نبودن اين آموزش ها باشد که هنرجو نمی تواند گيتار خوب را از بد تشخيص بدهد و متأسفانه به قول شما همه دارای ساز بدی باشند و برای نواختن خوب گيتار، داشتن ساز خوب تا چه اندازه اهميت دارد؟


♫ به نظر من ربط زیادی به هم ندارد و برای نمونه؛در کوبا کسانی بودند که بسيار خوب گيتار مي زدند؛اما گيتارهای بدی داشتند. ممکن است استاد هم به آنها گفته باشد؛اما هنرجويان به گفته استاد، خوب عمل نکرده و گيتار مناسب تهيه نکرده باشند. برای یک گيتاريست خوب بودن،نیاز به داشتن گيتار خوب نيست؛ اما بهتر است که يک گيتاريست خوب، ساز خوبی هم داشته باشد. من به عنوان استاد مهمان، حق انتخاب کردن ندارم و در وهله نخست، از دعوت کنسرواتوار تهران خوشحالم و از آنها تشکر مي کنم.


♪  مهم ترین رکن در گیتار نوازی انتقال حس درونی نوازنده آن است و آیا دانشجویان ایرانی در این رکن موفق عمل می کردند؟


♫ پاسخ به این پرسش بسیار مشکل است؛همان طور که پیش از این هم گفته ام، ما در مستر کلاس ها تنها 20دقیقه فرصت داریم و در این 20دقیقه باید همه چیز را تجزیه و تحلیل کنیم و یکسری انگشت گذاری را به هنرجو نشان دهیم.در این 20دقیقه نمی توانم قضاوت کنم؛اما در مجموع بد عمل نکردند.


♪  با توجه به اینکه شما در آلمان زندگی می کنید؛اگر بخواهید هنرجویان ایرانی را به نسبت هنرجویان در آلمان ارزیابی کنید،چه سطحی را در نظر می گیرید؟


♫ مدرسه عالی در آنجا دارای هشت ترم است و اگر هنرجویان ایرانی بخواهند در آنجا ادامه تحصیل بدهند،باید دروس متعلق به ترم سه را برگزینند.


♪   وضعیت موسیقی گیتار کلاسیک در دنیا تغییر قابل ملاحظه ای کرده است و تقسیم بندی آن را می توان از سال 1800 تا اول 1900 و از سال 1950  تا 1980 و 2000 و از سال 2000 به بعد ذکر کرد. مردم مدتی به آثار«چارلز وی»گوش می دادند و مدتی به آثار«کلدیوس پی»و مدتی هم«دانس کیج»و... در حال حاضر این روند با توجه به سفرهای زیادی که به کشورهای گوناگون داشته اید،به چه صورت بوده و به طور کلی وضعیت گیتار کلاسیک در جهان چگونه است؟


♫ در100سال اخیر اگر موتسارت و بتهوونی هستند،در حال حاضر هم«لئو براور»،«لوچیانو ارگئو»،«ادیسون دنیسف»از کشور روسیه این آهنگسازان وجود دارند و این آهنگسازان به یک حدی رسیدند که ارتباط با آنها مایه خوشبختی ماست.


♪  چه پیشنهادهایی برای پیشرفت موسیقی کلاسیک در ایران دارید؟


♫ من می توانم کشور ایران را با کشور خودم مقایسه کنم؛در کشور ایران مانند اکوادور نوعی فقر فرهنگی وجود دارد و امکان اینکه ارکستر باشد،نوازنده ها یکدیگر را ببیند،موسیقی خوب گوش کنند، ادبیات بخوانند،تئاتر ببیند، تئوری موسیقی بخوانند،به نمایشگاه بروند و..بسیار کم است که به طور یقین ایجاد یک فضای مناسب بسیار مهم است.در واقع،این جامعه است که باید این فضا را برای نوازنده  فراهم کند.


♪  آیا به غیر از نوازندگی،آهنگسازی هم می کنید؟


♫ در کنسرتی که در حوزه هنری به صحنه رفتم،قطعاتی را نواختم که برخی از آنها از ساخته های خودم بود.


♪  با توجه به قطعات انتخاب شده فولکلور در کنسرت خود،آیا تلاش کردید که موسیقی فولکلور کشور خودتان را معرفی کنید؟


♫ من این قطعات را تقریباً در همه جای دنیا اجرا کرده ام و همیشه مورد استقبال مردم کشورهای گوناگون قرار گرفته است و عاشقانه به آنها گوش داده اند؛چرا که موسیقی آمریکای جنوبی بسیار شاد است و زیبا.


♪  به نظر شما بهترین گیتاریست در زمینه کلاسیک چه کسی است؟


♫ از نظر من تقریباً بهترین وجود ندارد و بیشتر گیتاریست هایی مورد توجه من هستند که بتوانند به هنگام نوازندگی و اجرای قطعات،طوری بنوازند که احساس خود را به من انتقال دهند.دیوید راسل،اسد دوئوس،روبرتو اصول (آرژانتین)،آلنیو دپیدریو(ایتالیا) از گیتارنوازان خوب هستند و اصولاً همه گیتارنوازانی که بتوانند احساس خود را انتقال دهند،بیشتر مورد قبول من هستند.


♪  اگر قرار بود به غیر از گیتار کلاسیک،ساز دیگری کار کنید چه سازی را انتخاب می کردید؟


♫ هم پیانو را دوست داشتم و هم ترومپت!


♪  چرا برای گیتار کمتر قطعه ارکسترال ساخته می شود؟


♫ گیتار به طور کلی ساز تنهایی است و تکروی زیاد می کند و در ضمن،صدادهی آن طوری است که به صورت سلو بهتر خود را نشان می دهد تا در ارکستر.درعین حال،گیتار سازی است که قابلیت آن را دارد تا به خوبی خود را به ارکسترهای کوچک نزدیک کند یا اجرا به صورت دوئت  به همراه آواز،فلوت،گیتار و...داشته باشد.


♪  آیا به غیر از موسیقی کلاسیک به موسیقی های دیگری نیز گوش می دهید؟


♫ بله؛تانگوهای آرژانتینی را بسیار دوست دارم.


♪  درباره جایگاه بداهه نوازی در موسیقی کلاسیک چه نظری دارید؟


♫ موسیقی کلاسیک در حقیقت یک سبک است و پارامترهای دیگری برای آن در نظر گرفته می شود و تنها "تنامون" آهنگساز بولیویایی قطعاتی برای فلوت و گیتار ساخته است که از سه بخش تشکیل شده است. در بخش سوم تنها تونالیته و گام را به صورت مودال نوشته شده است.در این بخش که فلوتیست و گیتاریست پس از اینکه گام را زدند یکسری بداهه نوازی را شروع می کنند.


♪  رابطه منطق و احساس در موسیقی به چه صورت است و نگاه شما به موسیقی منطقی است یا احساسی؟


♫ برخی قطعات هستند که خواه ناخواه روی شنونده تأثیر می گذارند و اصولاً هر دو مورد به هم ربط دارند و هر چه باشد اینها همه با هم تلفیق شده اند و در وهله نخست باید این دو با هم تطبیق داده شوند. در موسیقی، رابطه منطق و احساس کاملاً دو طرفه است و این همان مشکلی بود که من با هنرجویان داشتم. آنها نوتی که نوشته شده بود را نمی زدند؛اما تکنیکشان بد نبود و فقط اشتباه می زدند.چون ابتدا می خواستند احساس خود را بیان کنند و با توجه به اینکه یک قطعه موسیقیایی می تواند هم احساسی باشد و هم منطقی؛اما در اینجا ما درباره موسیقی آکادمیک صحبت می کنیم.


♪  زمانی که در حال اجرای صحنه ای هستید،ارتباط با مخاطب تا چه اندازه برایتان اهمیت دارد؟


♫ این وظیفه من است که احساس خود را با سازم بیان کنم و طبیعی است که بخواهم با موسیقی احساسم را منتقل کنم وبرای همین هم در آغاز این گفت و گو تأکید کردم که موسیقی تنها ساز زدن نیست.


♪  چقدر با موسیقی ایرانی آشنایی دارید؟


♫ در یک هفته ای که ايران بودم، بيشترین موسيقی که گوش کردم موسيقی اصيل ايراني بود که از راديو هم قطعاتي را شنيدم و صدای يک خواننده را هم از تلويزيون شنيدم و برای من بسيار آرامش بخش بود که بعد متوجه شدم صدای اذان است.دفعه بعد که به ايران بيايم، قطعات ايرانی بيشتری را برای نواختن آماده می کنم.سعی می کنم تا با آقای آخوندی هماهنگ کنم تا قطعات ايرانی را برای من بفرستند و من آنجا تمرين کنم تا وقتی به ايران آمدم، آنها را برای علاقه مندان با گيتار بنوازم.


♪  از گیتاریست های ایرانی کدامیک را می شناسید؟


سال هاست که آقای آخوندی را می شناسم؛ايشان با کنسرواتوار تهران صحبت کردند و از من خواستند تا به ايران بيايم و در ايران من با اساتيد زيادی آشنا شدم. در شهر کلن، ايرانيان زيادی را می شناسم؛ اما از موسيقيدان ها، خير.



 
خبرهاي مرتبط :
تمامي حقوق متعلق به سايت هنر و موسيقي مي باشد،
انتشار اخبار و مقالات با ذكر منبع بلامانع است.
طراحي، توسعه و ميزباني توسط خانه چاپ و طرح
info@artmusic.ir